User:Nughese

From Wikimedia Incubator
Jump to navigation Jump to search
Babel user information
lrc-5 اؽ کاریار فرٱ خۊ لٛۏری مؽنجایی هالٛیش مۊئٱ.
en-4 This user has near native speaker knowledge of English.
bqi-1 ای کاریار یاْتی دونسمندی ز بختیاری داراْ.
luz-N ئی کارڤأر زوٙوٙن داس دوٙمینی ھی.
fa-N این کاربر فارسی را در حد زبان مادری می‌فهمد.
Users by language


وارث زاگرس و اسب و بلوطی تو هنوزایل من گر چه گرفتار سکوتی تو هنوز
سهم تو شاه شدن بود وزیرت کردندایل من گر چه جوان بودی و پیرت کردند
سالها نام تو در کنج فراموشی بودایل من گر چه غرور تو سیاووشی بود
ستم ها به تو و رستم زالت کردندایل من گر چه به یک عربده لالت کردند
نام تحقیر به رفتار نجیبت دادندایل من گر چه به ترفند فریبت دادند
کلاغان به عقابان تو منقار زدندایل من گر چه درختان تو را دار زدند
وحشت آلوده گرفتند تفنگت را همایل من گر چه رهاندند پلنگت را هم
برای تو شبی بدتر از این می خواهندایل من گر چه تو را خانه نشین می خواهند
باد آمد همه ی دار و ندارت را بردایل من گر چه خزان ذوق بهارت را خورد
بارها خنده به اندوه لباست کردندایل من گر چه به طاغوت قیاست کردند
یوسفت کرده و هر بار به گرگت دادندایل من گر چه لقب های بزرگت دادند
تیشه بر ریشه ی اندیشه و فرهنگ زدندایل من گر چه به تاریخ تو نیرنگ زدند
خوانده بر چینه خروسان و تو خوابت برده استایل من در پی موسایی و آبت برده است
ترکه ات کو درکت کو دهل و سازت کوایل من دشت گل و زرده و تارازت کو
پشت خاکستر هر طایفه آتش مرده استگر چه چندیست در این ایل سیاوش مرده است
ذره ای عاطفه در قلب الازنگی نیستایل من گاله بزن موسم دلتنگی نیست
آب در چاله ی این ایل و تبارت کردندایل من فتنه گران هفت و چهارت کردند
با همین شعبده سردار اسعد را کشتندابتدا در سر ما نور خرد را کشتند
داغ سهراب برای جگر سال بس استایل من جار بزن شیون و دندال بس است
پاسخ عشق ستم نیست خدا می داندایل من حق تو غم نیست خدا می داند
همه را بر گردان چادر و اسب و رمه را برگردانایل من کوچ کن امشب کوچ کن
پوچ است آخرین راه نجات همه ی ما کوچ است.....زندگی بی حرکت شور ندارد