Wp/pal/wīkīpedīyā:Ammōzišn

From Wikimedia Incubator
< Wp‎ | palWp > pal > wīkīpedīyā:Ammōzišn
Jump to navigation Jump to search

آنچه که در اینجا گذاشته می‌شود؛ یک آموزش کوتاه درباره زبان پارسیگ برای پارسی زبانان است.

فرایندهای واجی[edit]

پارسیگ از دید فرایندهای واجی بمانند پارسی نو کار می‌کند.

تنها برخی از واج‌های پارسیگ امروزه در پارسی نوین (سده‌های کنونی) روا نیستند. ولیکن همان واج‌ها در روزگار فردوسی و سروده‌سرایان گذشته پارسی‌گو، بکار گرفته می‌شده است.

برای نمونه واج /خو/ (xw) که امروزه بعنوان جزو مرده‌ی واژگان «خواهر»، «خورشید»، «خود» و ... بجا مانده است.

واکه‌های پارسیگ:

واج پارسیگ = برابر در خط کنونی پارسی (مثال در پارسیگ: ترجمه در پارسی)

a = اَ (بمانند abr : اَبر)

ā = آ (بمانند ābād: آباد)

e: اِ در تلفظ پارسی ایران (بمانند čīnestān: چین، چینستان)

ē: ای در تلفظ پارسی خراسان و قدیم واژه «میخ» (بمانند awēšān: ایشان)

i: اِ در تلفظ پارسی خراسان و قدیم (بمانند im bay: اعلی حضرت، این خداوندگار)

ī: ای کشیده (بمانند Pārsīg: پارسی)

o: اُ در تلفظ پارسی ایران (

ō: او در تلفظ پارسی خراسان و قدیم (بمانند xwarōfrān : خوربران، مغرب)

u: اُ در تلفظ پارسی خراسان و قدیم (بمانند guft: گفت)

ū: او کشیده (بمانند bānūg: بانو)

همخوان‌های پارسیگ:

b: ب (بمانند bay: بغ، خداوندگار)

p: پ (بمانند pay: پی، عصب)

t: ت (بمانند tab: تب)

j: ج (بمانند juwān: جوان)

č: چ (بمانند čābuk: چابک)

x: خ (بمانند xar: خر، الاغ)

xw: خو (بمانند xwad: خود (ضمیر))

d: د (بمانند duz: دزد)

r: ر (بمانند raz: رز، انگور)

z: ز (بمانند zufr: ژرف)

ž: ژ (بمانند yōždahr: تطهیر)*

*: این واج در واژگان اصیل پارسیگ نیست؛ بلکه از وامواژگان پهلوانیگ، سغدی، اوستایی و دیگر زبان‌های ایرانی میانه می‌آید.

s: س (بمانند sag: سگ)

š: ش (بمانند šab: شب)

γ: غ (بمانند aγrē: نهایت، بزرگ)*

*: این واج در واژگان اصیل پارسیگ نیست؛ بلکه از وامواژگان پهلوانیگ، سغدی، اوستایی و دیگر زبان‌های ایرانی میانه می‌آید.

f: ف (بمانند daftar: دفتر)

k: ک (بمانند kawast: کبست، هندوانه ابوجهل)

g: گ (بمانند gul: گل، گلسرخ)

l: ل (بمانند laškar: لشکر)

m: م (بمانند mard: مرد)

n: ن (بمانند nān: نان)

w: و (بمانند warn: شهوت)**

** این واج بمانند واو در عربی تلفظ می‌شود نه مانند واو در لهجه تهران.

h: ه‍ (بمانند harw: هر (حرف اضافه))

y: ی (بمانند ayār: یار، دوست، همکار)

دیگر واج‌هایی که شاید در پارسیگ باشد...

ə: اِ که در زبان مردم تبرستان و گیلان بخوبی ادا می‌شود. این واج در برخی وامواژگان یا نام‌های سغدیان و خوارزمیان است.

β: ڤ که در پارسی نو کلاسیک بکار می‌رفته است و بیشتر در وامواژگان سغدی، خوارزمی و پهلوانیگ است. بمانند aβd: افد، شگفتی (اڤد > افد؛ بسنجید با پارسیگ abd)

δ: ذ که در پارسی نو کلاسیک بکار می‌رفته است و بیشتر در وامواژگان سغدی، خوارزمی و پهلوانیگ است. بمانند wiδār: گذار، راه (گذار > گدار؛ بسنجید با پارسیگ widār)

q: ق که در پارسی نو بکار می‌رود (معیار لهجه تهران نباشد) و بیشتر در وامواژگان سغدی، خوارزمی، (گاهی) پهلوانیگ، سریانی، ترکی باستان و ... است. بمانند pārōqā: پاک، وامواژه سریانی در متون مسیحی

نام (اسم)[edit]

.

فروزه (صفت)[edit]

.

کارواژه (فعل)[edit]

.

شمارگان (اعداد)[edit]

.

نام‌آواها (اصوات)[edit]

.

واژه‌سازی[edit]

.

جمله‌ها[edit]